دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
176
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
ابن حجر در كتاب فتح البارى پس از پرداختن به مجموعهاى از اين احاديث در اينباره چنين اظهارنظر مىكند : از اين ميان ، حديث جابر بدين نكته اشاره دارد كه شفا يافتن متوقف بر آن است كه اين تجويز با اذن خداوند انطباق يابد ؛ چه ، گاه اتفاق مىافتد كه دارو به لحاظ كيفيت يا كميت نابهجا به كار گرفته مىشود و در نتيجه سودمند نمىافتد يا حتى بيمارىاى ديگر پديد مىآورد . در حديث ابن مسعود نيز بدين اشاره شده است كه برخى از داروها و درمانها هستند كه همگان از آنها آگاهى ندارند . در اين احاديث بهطور كلى مسئلهء اسباب و استفاده از آنها و نيز اين حقيقت اثبات شده كه براى كسانى كه باور داشته باشند اثر دارو و درمان به اذن و تقدير خداوند است و به خودى خود مؤثر و سودمند نيست ، بلكه اثر آنها از آنچه خداوند در آنها نهاده و تقدير كرده است سرچشمه مىگيرد و از اين روى اگر خداوند تقدير كند همين دارو مىتواند مايهء درد و بيمارى شود ، استفاده از اسباب براى رسيدن به مسبّبها با توكل بر خداوند ناسازگارى ندارد . حديث جابر بدين امر اشاره مىكند و از آن خبر مىدهد كه مدار همهء اين امور بر تقدير و اراده خداوند است و درمان با توكل ناسازگارى ندارد ، چنانكه مقابله با گرسنگى و تشنگى با خوردن و آشاميدن و همچنين دورى گزيدن از زمينههاى هلاكت و نابودى يا دعا براى طلب عافيت و نيز دور كردن زيانها و امورى از اين دست هيچ با توكل منافات ندارند . « 1 » افزون بر اين احاديث ، ابن ماجه از ابو خزامه از پدرش نقل كرده كه گفته است : از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله پرسيدند : آيا اينكه با دارويى درمان كنيم يا تعويذى بر خود بنديم يا پرهيزى بكنيم چيزى از تقدير خداوند را بازمىدارد ؟ فرمود : « اين خود از تقدير خداوند است » . « 2 »
--> التمهيد ، ج 5 ، ص 263 ؛ شرح زرقانى ، ج 4 ، ص 418 - چنانكه از منبع اخير پيداست احتمالا واژهء « رآه » به خطا يا به تصحيف جايگزين واژهء « الطب » شده است - م . ( 1 ) . فتح البارى ، ج 10 ، ص 135 - م . ( 2 ) . « عن ابى خزامة قال : ثم سئل رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله أ رأيت نتداوى بها و رقى نسترقى بها و تقى نتقيها هل ترد من قدر اللّه شيئا ؟ قال : هى من قدر اللّه » . ر . ك : سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 1137 ، ح 3437 - م .